
نامه رسان نامه من دیر شد
کودک ولگرد فلک پیر شد
خون به تن زال زمان شیر شد
برده بیچاره ز جان سیر شد
نامه ما را نکند باد برد
یا که فرستنده اش از یاد برد
یا دگری بر دگری داد برد
صید شد اندر ره و صیاد برد
نامه رسان نامه من دیر شد
کودک ولگرد فلک پیر شد
دیده به در دوخته ام قرنها
ز آتش غم سوخته ام قرنها
چهره بر افروخته ام قرنها
سوخته ام سوخته ام قرنها
نامه رسان نامه من دیر شد
کودک ولگرد فلک پیر شد
نامه یوسف به زلیخا رسید
دستخط قیص به لیلا رسید
قاصد وامق بر عذرا رسید
نامه رسان جان به لب ما رسید
نامه رسان نامه من دیر شد
کودک ولگرد فلک پیر شد
لک لک آواره بی خانمان
روی چنار آمد و زد آشیان
جوجه برآورد زمان در زمان
هر نوه اش شد سر یک دودمان
نامه رسان نامه من دیر شد
کودک ولگرد فلک پیر شد
حسن شجاعی
ما را در سایت جویندگان طلا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 20